محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

315

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

جان بود ، و از ايشان بود ، از بهر آن كه خداى عزّ و جلّ مىگويد : وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ . « 1 » حق تعالى فرمود فريشتگان را كه « 2 » سجده كنيد آدم را ، جمله سجده كردند مگر ابليس . پس پديدار آمد از قول خداى عزّ و جلّ كه ابليس از جملهء آن فريشتگان بود . پس آن جان كه زمين ايشان داشتند گناه كردند اندر زمين و فسادها كردند ، و خون ريختند ، و بخداى عزّ و جلّ عاصى شدند . و بر آسمان « 3 » فريشتگان بودند ، و مهتر ايشان ابليس بود از بهر آن كه خداى عزّ و جلّ را بهر آسمانى هزار سال عبادت كرده بود ، و نام او عزازيل بود ، و اندر ميان فريشتگان بزرگ بود . پس چون بخداى عزّ و جلّ عاصى شد و از فرمان خداى عزّ و جلّ بيرون آمد ، خداى عزّ و جلّ او را ابليس نام كرد ، و ابليس عاصى بود ، لأنّ المبلس العاصى . پس خداى عزّ و جلّ مر ابليس را بفرمود تا با آن فريشتگان كه به آسمان « « 4 » » بودند به زمين آمدند ، و اين جهان مر ايشان را داد و فرمود تا جانّ را از پشت زمين براندند از بهر فساد و معصيت ايشان . پس ابليس بيامد و آن جان را از پشت زمين براند به يارى آن فرشتگان . و ابليس با اين فريشتگان كه از آسمان آمده بودند به زمين همى بودند ، و ابليس مهتر ايشان بود اندر زمين . پس خداى عزّ و جلّ مر اين فريشتگان را كه بر زمين « 5 » بودند

--> ( 1 ) البقرة 24 ( 2 ) گفت گفتيم فريشتگان را . ( 3 ، 4 ) بد آسمان . ( خ . ن ) ( 5 ) كه به زمين اندر . ( ن )